شمارهٔ ۶۹۲

کیست شیخ الوقت تا فریاد دارم بر درش

زان که خلقی در ضلالت برد زلفِ کافرش

آن که گر یک بوسه با بادِ صبا هم ره کند

در خروش آید نباتِ مصر و شهد از شکّرش

وان که از رویِ شرف لؤلؤیِ لالا در صدف

خط به لالایی دهد با لعلِ گوهر پرورش

وان که گر بر عارضِ سیمینش اندازد نظر

سر نهد بر خّطی عنبر بویِ مشکِ اذفرش