شمارهٔ ۷۰۱

آن را که گمان شود یقینش

برخاست همه جهان به کینش

آن را که ز بود خود برون شد

بر سدره کنند آفرینش

آن امر که عقل از اوست فایض

عشق است ولی مگو چنینش

آن مهر که داشتی سلیمان

دانی که چه بود بر نگینش