شمارهٔ ۷۰۷

آمد بر من نگار من دوش

افکنده دو زلف شست بر دوش

با من به عتاب و ناز می گفت

ای کرده وفا و عهد فرموش

گویی ز کجایی و چرایی

با مدعیان ما هم آغوش

من می خورم از تو زهر غصه

تو می به خلاف من کنی نوش