شمارهٔ ۷۱۶

ای زلف تو تکیه کرده بر گوش

وی جعد تو حلقه گشته بر دوش

ای کرده تنم ز عشق مفتون

وی کرده ولم ز رنج مدهوش

چون رزم کنی و بزم سازی

ای لاله رخ سمن بنا گوش

گویند ترا مه قدح گیر

خوانند تورا بت زره پوش