شمارهٔ ۷۴۳

ای خطبۀ سعادتِ کلّی به نامِ عشق

وی آفتابِ عالمِ هستی نظامِ عشق

در عشقم از سیاستِ سلطان نهیب نیست

سلطان چه کس بود که نباشد غلامِ عشق

کس را به دستِ عقل میسّر نمی شود

پایِ دلِ ضعیف گشادن ز دامِ عشق

صاحب خرد بسا که جگر خورد و در نیافت

چون و چرا و کو و کجا و کدامِ عشق