شمارهٔ ۷۵۴

تو ملامت مکن ای مدّعی اینک سر و سنگ

چه تفاوت کند آن را که نه نام است و نه ننگ

این نه آن آتشِ تیزست که بنشاند آب

وین نه آن آهنِ سخت است که بگدازد زنگ

برنگردیم به سنگ از درِ آن سیم اندام

می بیارید که ما توبه شکستیم به سنگ

ای که چشمانِ چو آهویِ تو کشته ست مرا

تا کی از دستِ رقیبت که بلاییست پلنگ