شمارهٔ ۷۵۵

آشکارا شد همه رازم دریغا نام و ننگ

چون چنین شد ساقیا درده شرابی بی درنگ

در مُقامر خانه ی عشق و خراباتِ کمال

پاک بازان فارغ اند از نام و ننگ و صلح و جنگ

هر دو عالم باختن در یک نَدَب فرزانگی ست

جامِ می بر دست کردن طوقِ گردن زلفِ چنگ

نیلِ مستانِ صبوحی بر جمالِ دوستان

کی به نیلِ مصر ماند خاصه نیلی پر نهنگ