شمارهٔ ۷۶۲

تویی که بر تو نباشد مرا نظیر و بدل

منم که از تو نگردم جدا به تیغِ اجل

بیا که در همه عالم به مهربانیِ ما

کسی دو عاشقِ صادق دگر نبیند بَل

که خود ز شفقتِ ما تا هزار سالِ دگر

میانِ خلقِ جهان عاشقان زنند مثل

هنوز رویِ تو نادیده آشنا بودیم

تو خود حواله ی ما بوده ای به حکمِ ازل