شمارهٔ ۷۶۳

عشق آمد و برفت قرار و ثباتِ دل

مضبوط کرد مملکتِ کایناتِ دل

وه وه که چون به دستِ تسلّط فرو گرفت

هر هفت پیکرِ تن و هر شش جهاتِ دل

از اشک ریزِ دیده چه گویم مجال نیست

گفتن درآن که عاجزم اندر صفاتِ دل

نقصانِ کارِ دل همه از عشقِ قاتل است

هر چند هم ز عشق فزاید حیاتِ دل