شمارهٔ ۷۸۲

بلبل ز شاخِ سرو چو بر زد نوایِ گل

بر دست گیر باده و بنشین به پایِ گل

نوروز کنجِ خانه گرفتن دریغِ می

پهلوی خار حیفِ عظیم است جایِ گل

فرهاد خوانده ای که چه کرد از هوایِ دل

خسرو شنیده ای که چه دید از برایِ گل

گل را عزیز دار و به بیگانه دل مده

حیف است کرده در سرِ خاری وفایِ گل