شمارهٔ ۷۸۵
نگسلم از دوست امیدِ وصول
باک ندارم ز رقیبِ فضول
عاقل اگر عیب کند گو بکن
شیفته کی کرد نصیحت قبول
از اثرِ پرتوِ خورشیدِ عشق
خیره بماندند نفوس و عقول
فارغم از فرطِ غلویِ عموم
ایمنم از خوفِ غرورِ جهول
نگسلم از دوست امیدِ وصول
باک ندارم ز رقیبِ فضول
عاقل اگر عیب کند گو بکن
شیفته کی کرد نصیحت قبول
از اثرِ پرتوِ خورشیدِ عشق
خیره بماندند نفوس و عقول
فارغم از فرطِ غلویِ عموم
ایمنم از خوفِ غرورِ جهول