شمارهٔ ۷۹۹

بیا کز تو نمی باشد شکیبم

به جان آمد دل از چندین فریبم

مکن تدبیرم ای جان در جدایی

که خون شد زهره آخر زین نهیبم

اگر نازی کنی آری و لیکن

نباشد طاقت چندین عَتیبم

اگر صد ره عنان از من بپیچی

منت تا زنده باشم در رکیبم