شمارهٔ ۸۰۰

گر یک نفس از تو می شکیبم

از معتقدان مکن حسیبم

بختم به وصالِ تو بشارت

می آرد و من نمی فریبم

در ساخته ام به نارِ سینه

چون دست نمی رسد به سیبم

خون کرد جگر شبِ فراقت

چون روزِ قیامت از نهیبم