بخش ۳۹ - کژ ماندن دهان آن مرد کی نام محمد را صلی‌الله علیه و سلم بتسخر خواند

آن دهان کژ کرد و از تسخر بخواند

مر محمد را دهانش کژ بماند

باز آمد کای محمد عفو کن

ای ترا الطاف و علم من لدن

من ترا افسوس می‌کردم ز جهل

من بدم افسوس را منسوب و اهل

چون خدا خواهد که پردهٔ کس درد

میلش اندر طعنهٔ پاکان برد