بخش ۷۹ - سوال کردن رسول روم از امیرالمؤمنین عمر رضی‌الله عنه

مرد گفتش کای امیرالمؤمنین

جان ز بالا چون در آمد در زمین

مرغ بی‌اندازه چون شد در قفس

گفت حق بر جان فسون خواند و قصص

بر عدمها کان ندارد چشم و گوش

چون فسون خواند همی آید به جوش

از فسون او عدمها زود زود

خوش معلق می‌زند سوی وجود