بخش ۸۶ - دیدن خواجه طوطیان هندوستان را در دشت و پیغام رسانیدن از آن طوطی

چونک تا اقصای هندستان رسید

در بیابان طوطیی چندی بدید

مرکب استانید پس آواز داد

آن سلام و آن امانت باز داد

طوطیی زان طوطیان لرزید بس

اوفتاد و مرد و بگسستش نفس

شد پشیمان خواجه از گفت خبر

گفت رفتم در هلاک جانور