بخش ۱۰۳ - بقیهٔ قصهٔ پیر چنگی و بیان مخلص آن

مطربی کز وی جهان شد پر طرب

رسته ز آوازش خیالات عجب

از نوایش مرغ دل پران شدی

وز صدایش هوش جان حیران شدی

چون برآمد روزگار و پیر شد

باز جانش از عجز پشه‌گیر شد

پشت او خم گشت همچون پشت خم

ابروان بر چشم همچون پالدم