بخش ۱۲۵ - در معنی آنک آنچ ولی کند مرید را نشاید گستاخی کردن و همان فعل کردن کی حلوا طبیب را زیان ندارد اما بیماران را زی

گر ولی زهری خورد نوشی شود

ور خورد طالب سیه‌هوشی شود

رب هب لی از سلیمان آمدست

که مده غیر مرا این ملک دست

تو مکن با غیر من این لطف و جود

این حسد را ماند اما آن نبود

نکتهٔ لا ینبغی می‌خوان بجان

سر من بعدی ز بخل او مدان