بخش ۱۳۶ - سپردن عرب هدیه را یعنی سبو را به غلامان خلیفه

آن سبوی آب را در پیش داشت

تخم خدمت رادر آن حضرت بکاشت

گفت این هدیه بدان سلطان برید

سایل شه را ز حاجت وا خرید

آب شیرین و سبوی سبز و نو

ز آب بارانی که جمع آمد بگو

خنده می‌آمد نقیبان را از آن

لیک پذرفتند آن را همچو جان