بخش ۱۴۹ - گفتن مهمان یوسف علیه‌السلام کی آینه‌ای آوردمت کی تا هر باری کی در وی نگری روی خوب خویش را بینی مرا یاد کنی

گفت یوسف هین بیاور ارمغان

او ز شرم این تقاضا زد فغان

گفت من چند ارمغان جستم ترا

ارمغانی در نظر نامد مرا

حبه‌ای را جانب کان چون برم

قطره‌ای را سوی عمان چون برم

زیره را من سوی کرمان آورم

گر به پیش تو دل و جان آورم