بخش ۱۶۸ - تعجب کردن آدم علیه‌السلام از ضلالت ابلیس لعین و عجب آوردن

چشم آدم بر بلیسی کو شقی‌ست

از حقارت وز زیافت بنگریست

خویش‌بینی کرد و آمد خودگزین

خنده زد بر کار ابلیس لعین

بانگ بر زد غیرت حق کای صفی

تو نمی‌دانی ز اسرار خفی

پوستین را بازگونه گر کند

کوه را از بیخ و از بن برکند