بخش ۲۲ - براه کردن شاه یکی را از آن دو غلام و ازین دیگر پرسیدن

آن غلامک را چو دید اهل ذکا

آن دگر را کرد اشارت که بیا

کاف رحمت گفتمش تصغیر نیست

جد گود فرزندکم تحقیر نیست

چون بیامد آن دوم در پیش شاه

بود او گنده‌دهان دندان سیاه

گرچه شه ناخوش شد از گفتار او

جست و جویی کرد هم ز اسرار او