بخش ۴۱ - گفتن نابینای سایل کی دو کوری دارم

بود کوری کو همی‌گفت الامان

من دو کوری دارم ای اهل زمان

پس دوباره رحمتم آرید هان

چون دو کوری دارم و من در میان

گفت یک کوریت می‌بینیم ما

آن دگر کوری چه باشد وا نما

گفت زشت‌آوازم و ناخوش نوا

زشت‌آوازی و کوری شد دوتا