بخش ۶۵ - باز تقریر کردن معاویه با ابلیس مکر او را

گفت امیر او را که اینها راستست

لیک بخش تو ازینها کاستست

صد هزاران را چو من تو ره زدی

حفره کردی در خزینه آمدی

آتشی از تو نسوزم چاره نیست

کیست کز دست تو جامه‌ش پاره نیست

طبعت ای آتش چو سوزانیدنیست

تا نسوزانی تو چیزی چاره نیست