بخش ۸۰ - قصهٔ آن شخص کی اشتر ضالهٔ خود می‌جست و می‌پرسید

اشتری گم کردی و جستیش چست

چون بیابی چون ندانی کان تست

ضاله چه بود ناقهٔ گم کرده‌ای

از کفت بگریخته در پرده‌ای

آمده در بار کردن کاروان

اشتر تو زان میان گشته نهان

می‌دوی این سو و آن سو خشک‌لب

کاروان شد دور و نزدیکست شب