بخش ۵۴ - حکایت آن شخص کی در عهد داود شب و روز دعا می‌کرد کی مرا روزی حلال ده بی رنج

آن یکی در عهد داوود نبی

نزد هر دانا و پیش هر غبی

این دعا می‌کرد دایم کای خدا

ثروتی بی رنج روزی کن مرا

چون مرا تو آفریدی کاهلی

زخم‌خواری سست‌جنبی منبلی

بر خران پشت‌ریش بی‌مراد

بار اسپان و استران نتوان نهاد