بخش ۸۱ - صبرکردن لقمان چون دید کی داود حلقه‌ها می‌ساخت از سال کردن با این نیت کی صبر از سال موجب فرج باشد

رفت لقمان سوی داود صفا

دید کو می‌کرد ز آهن حلقه‌ها

جمله را با همدگر در می‌فکند

ز آهن پولاد آن شاه بلند

صنعت زراد او کم دیده بود

درعجب می‌ماند وسواسش فزود

کین چه شاید بود وا پرسم ازو

که چه می‌سازی ز حلقه تو بتو