بخش ۱۰۸ - تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام

سجده کرد و گفت کای دانای سوز

در دل داود انداز آن فروز

در دلش نه آنچ تو اندر دلم

اندر افکندی براز ای مفضلم

این بگفت و گریه در شد های های

تا دل داود بیرون شد ز جای

گفت هین امروز ای خواهان گاو

مهلتم ده وین دعاوی را مکاو