بخش ۱۱۱ - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی جمله مال خود را به وی ده

بعد از آن داود گفتش کای عنود

جمله مال خویش او را بخش زود

ورنه کارت سخت گردد گفتمت

تا نگردد ظاهر از وی استمت

خاک بر سر کرد و جامه بر درید

که بهر دم می‌کنی ظلمی مزید

یک‌دمی دیگر برین تشنیع راند

باز داودش به پیش خویش خواند