بخش ۱۵۹ - خجل گشتن خروس پیش سگ به سبب دروغ شدن در آن سه وعده

چند چند آخر دروغ و مکر تو

خود نپرد جز دروغ از وکر تو

گفت حاشا از من و از جنس من

که بگردیم از دروغی ممتحن

ما خروسان چون مذن راست‌گوی

هم رقیب آفتاب و وقت‌جوی

پاسبان آفتابیم از درون

گر کنی بالای ما طشتی نگون