بخش ۱۶۶ - جواب حمزه مر خلق را
گفت حمزه چونک بودم من جوان
مرگ میدیدم وداع این جهان
سوی مردن کس برغبت کی رود
پیش اژدرها برهنه کی شود
لیک از نور محمد من کنون
نیستم این شهر فانی را زبون
از برون حس لشکرگاه شاه
پر همیبینم ز نور حق سپاه
گفت حمزه چونک بودم من جوان
مرگ میدیدم وداع این جهان
سوی مردن کس برغبت کی رود
پیش اژدرها برهنه کی شود
لیک از نور محمد من کنون
نیستم این شهر فانی را زبون
از برون حس لشکرگاه شاه
پر همیبینم ز نور حق سپاه