بخش ۱۸۶ - در آمدن آن عاشق لاابالی در بخارا وتحذیر کردن دوستان او را از پیداشدن

اندر آمد در بخارا شادمان

پیش معشوق خود و دارالامان

همچو آن مستی که پرد بر اثیر

مه کنارش گیرد و گوید که گیر

هرکه دیدش در بخارا گفت خیز

پیش از پیدا شدن منشین گریز

که ترا می‌جوید آن شه خشمگین

تا کشد از جان تو ده ساله کین