بخش ۱۹۷ - جواب گفتن مهمان ایشان را و مثل آوردن بدفع کردن حارس کشت به بانگ دف از کشت شتری را کی کوس محمودی بر پشت او زدند

گفت ای یاران از آن دیوان نیم

که ز لا حولی ضعیف آید پیم

کودکی کو حارس کشتی بدی

طبلکی در دفع مرغان می‌زدی

تا رمیدی مرغ زان طبلک ز کشت

کشت از مرغان بد بی خوف گشت

چونک سلطان شاه محمود کریم

برگذر زد آن طرف خیمهٔ عظیم