بخش ۲۰۷ - جواب طعنه‌زننده در مثنوی از قصور فهم خود

ای سگ طاعن تو عو عو می‌کنی

طعن قرآن را برون‌شو می‌کنی

این نه آن شیرست کز وی جان بری

یا ز پنجهٔ قهر او ایمان بری

تا قیامت می‌زند قرآن ندی

ای گروهی جهل را گشته فدی

که مرا افسانه می‌پنداشتید

تخم طعن و کافری می‌کاشتید