بخش ۲۱۴ - منجذب شدن جان نیز به عالم ارواح و تقاضای او و میل او به مقر خود و منقطع شدن از اجزای اجسام کی هم کندهٔ پای باز

گوید ای اجزای پست فرشیم

غربت من تلختر من عرشیم

میل تن در سبزه و آب روان

زان بود که اصل او آمد از آن

میل جان اندر حیات و در حی است

زانک جان لامکان اصل وی است

میل جان در حکمتست و در علوم

میل تن در باغ و راغست و کروم