بخش ۵ - قصد خیانت کردن عاشق و بانگ بر زدن معشوق بر وی

چونک تنهااش بدید آن ساده مرد

زود او قصد کنار و بوسه کرد

بانگ بر وی زد به هیبت آن نگار

که مرو گستاخ ادب را هوش دار

گفت آخر خلوتست و خلق نی

آب حاضر تشنهٔ هم‌چون منی

کس نمی‌جنبد درینجا جز که باد

کیست حاضر کیست مانع زین گشاد