بخش ۲۷ - دیدن درویش جماعت مشایخ را در خواب و درخواست کردن روزی حلال بی‌مشغول شدن به کسب و از عبادت ماندن و ارشاد ایشان

آن یکی درویش گفت اندر سمر

خضریان را من بدیدم خواب در

گفتم ایشان را که روزی حلال

از کجا نوشم که نبود آن وبال

مر مرا سوی کهستان راندند

میوه‌ها زان بیشه می‌افشاندند

که خدا شیرین بکرد آن میوه را

در دهان تو به همتهای ما