بخش ۶۳ - تفسیر اوجس فی نفسه خیفة موسی قلنا لا تخف انک انت الا علی

گفت موسی سحر هم حیران‌کنیست

چون کنم کین خلق را تمییز نیست

گفت حق تمییز را پیدا کنم

عقل بی‌تمییز را بینا کنم

گرچه چون دریا برآوردند کف

موسیا تو غالب آیی لا تخف

بود اندر عهده خود سحر افتخار

چون عصا شد مار آنها گشت عار