بخش ۶۶ - حکایت آن مداح کی از جهت ناموس شکر ممدوح می‌کرد و بوی اندوه و غم اندرون او و خلاقت دلق ظاهر او می‌نمود کی آن شک

آن یکی با دلق آمد از عراق

باز پرسیدند یاران از فراق

گفت آری بد فراق الا سفر

بود بر من بس مبارک مژده‌ور

که خلیفه داد ده خلعت مرا

که قرینش باد صد مدح و ثنا

شکرها و حمدها بر می‌شمرد

تا که شکر از حد و اندازه ببرد