بخش ۱۰۳ - قصهٔ باز پادشاه و کمپیر زن

باز اسپیدی به کمپیری دهی

او ببرد ناخنش بهر بهی

ناخنی که اصل کارست و شکار

کور کمپیری ببرد کوروار

که کجا بودست مادر که ترا

ناخنان زین سان درازست ای کیا

ناخن و منقار و پرش را برید

وقت مهر این می‌کند زال پلید