بخش ۱۰۶ - تزییف سخن هامان علیه‌اللعنه

دوست از دشمن همی نشناخت او

نرد را کورانه کژ می‌باخت او

دشمن تو جز تو نبود این لعین

بی‌گناهان را مگو دشمن به کین

پیش تو این حالت بد دولتست

که دوادو اول و آخر لتست

گر ازین دولت نتازی خز خزان

این بهارت را همی آید خزان