بخش ۱۲۲ - در بیان آنک شه‌زاده آدمی بچه است خلیفهٔ خداست پدرش آدم صفی خلیفهٔ حق مسجود ملایک و آن کمپیر کابلی دنیاست کی آد

ای برادر دانک شه‌زاده توی

در جهان کهنه زاده از نوی

کابلی جادو این دنیاست کو

کرد مردان را اسیر رنگ و بو

چون در افکندت دریغ آلوده روذ

دم به دم می‌خوان و می‌دم قل اعوذ

تا رهی زین جادوی و زین قلق

استعاذت خواه از رب الفلق