بخش ۵۱ - قصهٔ آن شخص کی دعوی پیغامبری می‌کرد گفتندش چه خورده‌ای کی گیج شده‌ای و یاوه می‌گویی گفت اگر چیزی یافتمی کی خورد

آن یکی می‌گفت من پیغامبرم

از همه پیغامبران فاضلترم

گردنش بستند و بردندش به شاه

کین همی گوید رسولم از اله

خلق بر وی جمع چون مور و ملخ

که چه مکرست و چه تزویر و چه فخ

گر رسول آنست که آید از عدم

ما همه پیغامبریم و محتشم