بخش ۱۴۸ - حکایت مات کردن دلقک سید شاه ترمد را

شاه با دلقک همی شطرنج باخت

مات کردش زود خشم شه بتاخت

گفت شه شه و آن شه کبرآورش

یک یک از شطرنج می‌زد بر سرش

که بگیر اینک شهت ای قلتبان

صبر کرد آن دلقک و گفت الامان

دست دیگر باختن فرمود میر

او چنان لرزان که عور از زمهریر