بخش ۱۵۱ - دو بار دست و پای امیر را بوسیدن و لابه کردن شفیعان و همسایگان زاهد

آن شفیعان از دم هیهای او

چند بوسیدند دست و پای او

کای امیر از تو نشاید کین کشی

گر بشد باده تو بی‌باده خوشی

باده سرمایه ز لطف تو برد

لطف آب از لطف تو حسرت خورد

پادشاهی کن ببخشش ای رحیم

ای کریم ابن الکریم ابن الکریم