بخش ۱۵۸ - نواختن سلطان ایاز را

ای ایاز پر نیاز صدق‌کیش

صدق تو از بحر و از کوهست بیش

نه به وقت شهوتت باشد عثار

که رود عقل چو کوهت کاه‌وار

نه به وقت خشم و کینه صبرهات

سست گردد در قرار و در ثبات

مردی این مردیست نه ریش و ذکر

ورنه بودی شاه مردان کیر خر