بخش ۱۷۱ - عزم کردن شاه چون واقف شد بر آن خیانت کی بپوشاند و عفو کند و او را به او دهد و دانست کی آن فتنه جزای او بود و ق

شاه با خود آمد استغفار کرد

یاد جرم و زلت و اصرار کرد

گفت با خود آنچ کردم با کسان

شد جزای آن به جان من رسان

قصد جفت دیگران کردم ز جاه

بر من آمد آن و افتادم به چاه

من در خانهٔ کسی دیگر زدم

او در خانهٔ مرا زد لاجرم