بخش ۲۶ - داستان آن شخص کی بر در سرایی نیم‌شب سحوری می‌زد همسایه او را گفت کی آخر نیم‌شبست سحر نیست و دیگر آنک درین سرا ک

آن یکی می‌زد سحوری بر دری

درگهی بود و رواق مهتری

نیم‌شب می‌زد سحوری را به جد

گفت او را قایلی کای مستمد

اولا وقت سحر زن این سحور

نیم‌شب نبود گه این شر و شور

دیگر آنک فهم کن ای بوالهوس

که درین خانه درون خود هست کس