بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیه‌السلام در آن چاشتگاهها کی خواجه‌اش از تعصب جهودی به شاخ خا

تن فدای خار می‌کرد آن بلال

خواجه‌اش می‌زد برای گوشمال

که چرا تو یاد احمد می‌کنی

بندهٔ بد منکر دین منی

می‌زد اندر آفتابش او به خار

او احد می‌گفت بهر افتخار

تا که صدیق آن طرف بر می‌گذشت

آن احد گفتن به گوش او برفت