بخش ۳۳ - حکایت در تقریر همین سخن

آن یکی اسپی طلب کرد از امیر

گفت رو آن اسپ اشهب را بگیر

گفت آن را من نخواهم گفت چون

گفت او واپس‌روست و بس حرون

سخت پس پس می‌رود او سوی بن

گفت دمش را به سوی خانه کن

دم این استور نفست شهوتست

زین سبب پس پس رود آن خودپرست